چهل شاخص
40shakhes
چهل شهید شاخص
ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ، ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ ، ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻣﻌﺒﺮ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻨﺪ…
نویسنده : admin
چهارشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۳

ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ، ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ ، ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻣﻌﺒﺮ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻨﺪ ؛ ﯾﻜﯽ ﺷﻮﻥ ﭼﻨﺪ

ﻗﺪﻡ ﻛﻪ ﺭﻓﺖ ﺑﺮﮔﺸﺖ ، ﻓﻜﺮ ﻛﺮﺩﻡ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ !!!!

ﭘﻮﺗﯿﻦ ﻫﺎﺵ ﺭﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ‏« ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺯ ﺗﺪﺍﺭﻛﺎﺕ ﮔﺮﻓﺘﻢ ؛ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﺎﻟﻪ ، ﺣﯿﻔﻪ ‏» ﺑﻌﺪ ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ!!

برای خواندن ادامه ی متن لطفا به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید
:: موضوعات مرتبط : خاطرات شهدا
انواع ترس از خدا!
نویسنده : admin
سه شنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۳

ترس صفتی است که شاید در وهله اول چندان مورد پسند نباشد، بله در مواجهه دشمن و آنچه زندگی انسان را به خطر می اندازد ترس امری شایسته نیست اما در مورد خداوند قضیه چیز دیگری است و آن این است که باید از خدا ترسید همان گونه که حضرت علی علیه السلام در وصف پرهیزگاری یکی از اوصاف پرهیزکاران را ترس از خدا می دانند.

از چه رو باید از خدا ترسید

گاهی علت خوف و ترس در انسان امری است که ضرر و زیان جانی و مالی برای انسان به همراه داشته و آسایش و آرامش زندگی آدمی را به مخاطره می اندازد اما ترس در مورد خداوند را می بایست از این مقوله خارج کرد چرا که مهربان تر از مادر برای انسان خدای اوست و چگونه می توان از این خدای رئوف و مهربان ترسید؟ اما با وجود رأفت و مهربانی خالق یکتا باید خوف او را در دل داشت، اما چگونه؟

خوف و اقسام آن‏

خوف عبارت است از: دل سوختن و متألّم بودن به سبب تشویش رسیدن به ناخوشى که تحقق آن محتمل باشد. و تألّم از تشویش امرى که یقین باشد حصولش یا مظنون باشد. اگر چه آن را خوف نگویند و لیکن چون آن نیز از ضعف نفس و موجب هلاکت است در ضمن خوف مذکور مى‏شود. و فرق بین خوف و جبن آن است که در جبن، الم و دل سوختن ضرورى نیست.

پس کسى که شب در خانه تنها نمى‏خوابد جبن دارد و خوف ندارد، زیرا که تا در آنجا نخوابیده المى ندارد. و بدان که: خوف بر دو قسم است:

یکى: خوف ممدوح و مستحسن، و آن خوف از خداى و عظمت او از گناه خود است که ضد امن از مکر خداست، و در بیان صفت دوم مذکور خواهد شد.

دوم: خوف مذموم، و این قسم است که از جمله مهلکات است. و مراد در این موضع، این قسم است و این قسم از خوف، نتیجه صفت جبن است.

در باب خوف از خدا باید گفت، معنای خوف از خدا در نظر گرفتن این نکته است که جهان دارای خداوند با عظمت و عادلی است که ناظر بر اعمال ما و کاملا خبیر است حالا اگر در محدوده ملک خداوند کسی بخواهد ستمی کند چرا نباید مجازات شود با اینکه دیدگاه ما این است که:

همانا پروردگار تو در کمین ظالمان است (فجر ۱۴) به راستی که ما از مجرمان انتقام می کشیم. (سجده ۲۲)
حضرت امیر المۆمنین(علیه السّلام) به یکى از اولاد خود فرمودند که: «اى فرزند چنان از خدا بترس که همچنین دانى که اگر طاعات همه اهل زمین را کرده باشى از تو قبول نخواهد کرد. و چنان به خدا امیدوار باش که چنان دانى که اگر گناهان همه اهل زمین را کرده باشى تو را خواهد آمرزید»

این معنی خوف از خداست که در حقیقت بر می گردد به خوف از حق و عدالت و مجازات با مقررات الهی، و نتیجه اعمال ناشایست در دنیا و آخرت است. از این روست که علی علیه السلام می فرمایند: هیچ یک از شما ترس نداشته باشد مگر از گناه خویش.»(نهج البلاغه، کلمه قصار ۸۲)

کیفیت ترس از خدا

حال که معنا و مفهوم درست خوف از خدا را دانستیم می بایست به کیفیت و چگونگی این ترس نیز توجه داشته باشیم حضرت علی علیه السلام در این باره می فرمایند:

از خدا چون خردمندان بترسید که دل را به تفکّر مشغول داشته، و ترس از خدا بدنش را فرا گرفته، و شب زنده دارى خواب از چشم او ربوده، و به امید ثواب، گرمى روز را با تشنگى گذارنده، با پارسایى شهوات را کشته، و نام خدا زبانش را همواره به حرکت در آورده. ترس از خدا را براى ایمن ماندن در قیامت پیش فرستاده، از تمام راه ‏هاى جز راه حق چشم پوشیده، و بهترین راهى که انسان را به حق مى‏ رساند مى‏ پیماید. چیزى او را مغرور نساخته، و مشکلات و شبهات او را نابینا نمى‏ سازد، مژده بهشت، و زندگى کردن در آسایش و نعمت سراى جاویدان و ایمن‏ترین روزها، او را خشنود ساخته است. با بهترین روش از گذرگاه دنیا عبور کرده، توشه آخرت را پیش فرستاده، و از ترس قیامت در انجام اعمال صالح پیش قدم شده است، ایام زندگى را با شتاب در اطاعت پروردگار گذرانده، و در فراهم آوردن خشنودى خدا با رغبت تلاش کرده، از زشتى ‏ها فرار کرده، امروز رعایت زندگى فردا کرده، و هم اکنون آینده خود را دیده است. پس بهشت براى پاداش نیکوکاران سزاوار و جهنّم براى کیفر بدکاران مناسب است، و خدا براى انتقام گرفتن از ستمگران کفایت مى ‏کند، و قرآن براى حجّت آوردن و دشمنى کردن، کافى است.(نهج البلاغه، ترجمه دشتی خطبه ۸۳)

ترس مبنای عمل است

همان گونه که حضرت امیر علیه السلام در خطبه ۸۳ فرمودند آنچه از ترس برای آدمی حائز اهمیت می باشد این است که او را به سوی سعادت رهنمون کند یعنی ترسیدن او منجر به انزوا و گوشه نشینی و بیکار نشستن وی نگردد بلکه او را در تحصیل رضایت الهی به کار و تلاش وا دارد. از همین روست که ملا احمد نراقی در کتاب معراج السعاده می فرمایند:

خوف و رجا دو صفت‏اند از صفات محموده و اخلاق فاضله. و فضیلت آنها به اعتبار آن است که: آدمى را بر طاعت و عبادت وا مى‏دارند، و باعث مداواى دل رنجور مى‏گردند. و این در اشخاص مختلف مى‏شود:
این معنی خوف از خداست که در حقیقت بر می گردد به خوف از حق و عدالت و مجازات با مقررات الهی، و نتیجه اعمال ناشایست در دنیا و آخرت است. از این روست که علی علیه السلام می فرمایند: هیچ یک از شما ترس نداشته باشد مگر از گناه خویش»

گاهی شخصى است که ترس و خوف، او را از طمع و امید بیشتر به کار وا مى‏دارد، و چنین شخصى صفت خوف از براى او اصلح است از رجاء. و گاه است شخص دیگر بر عکس است، و حکم آن نیز بر عکس است. و کسى که بر او صفت امن از عذاب خدا غالب باشد، و ایمن از مکر اللّه بوده باشد صلاح او تحصیل صفت خوف است. و کسى که یأس از رحمت خدا بر او غلبه داشته باشد اصلح از براى او تحصیل صفت رجا است. و شخصى که غریق بحر معاصى و گرفتار دام شهوات دنیویّه بوده باشد باید در صدد تحصیل خوف برآید. و کسى که معاصى ظاهریّه و باطنیّه را ترک کرده باشد اصلح از براى او این است که: ترس و امید او مساوى باشند.

و خلاصه اینکه: هر کدام که آدمى را بیشتر بر تحصیل مقصود وا مى‏دارد، تحصیل آن اهمّ است. و اگر در این خصوص مساوى باشند اصلح، اعتدال این دو صفت و تساوى آنها است.

همچنان که خداى تعالى در وصف جماعتى مى‏فرماید: «یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفا وَ طَمَعا» یعنى: «پروردگار خود را مى‏خوانند با ترس و امید». و حضرت امیر المۆمنین(علیه السّلام) به یکى از اولاد خود فرمودند که: «اى فرزند چنان از خدا بترس که همچنین دانى که اگر طاعات همه اهل زمین را کرده باشى از تو قبول نخواهد کرد. و چنان به خدا امیدوار باش که چنان دانى که اگر گناهان همه اهل زمین را کرده باشى تو را خواهد آمرزید».

و سخن آخر آنکه، هیچ کس روز قیامت در امان نیست، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد. (بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۱۹۲)

مریم پناهنده

منابع:

۱) نهج البلاغه ترجمه دشتی

۲) معراج‏السعاده ج ،۲

۳) اخلاق ایزدی بیست گفتار اخلاقی – عرفانی جلد، ۱ ،ایزدی، عباس

۴) بحارالانوار، ج۴۴

برای خواندن ادامه ی متن لطفا به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید
:: موضوعات مرتبط : دین و اندیشه
شوخی، محبوب خداوند
نویسنده : admin
دوشنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۳

مزاح و مداعبه در زبان عربی و شوخی در زبان فارسی نوعی رفتار اجتماعی است که موجب سرور و شادی انسان می شود. از آن جایی که شادی و سرور برای انسان مطلوب است و آثار و برکات بسیاری بر آن بار می شود، توجه به اسباب سرور و شادی از جمله شوخی نیز مطلوب است، هر چند که در اسلام، آن چه پسندیده است حفظ تعادل و اعتدال به ویژه در رفتار است تا به دور از هر گونه افراط و تفریطی، شرایط به گونه ای در آید که ضمن بهره مندی از هر گونه ظلم و ستم جلوگیری شود؛ زیرا افراط در شادی به شکل فرح و خوشحالی مستانه و سبکساری افزون بر آسیب روحی و روانی به شخص به دیگران نیز آسیب وارد سازد.

برای خواندن ادامه ی متن لطفا به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید
:: موضوعات مرتبط : دین و اندیشه
فرار از زن بی حجاب
نویسنده : admin
دوشنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۳
فراراز زن بی حجاب

یکی از دوستان (سید کاظم حسینی) شهید برونسی می­گوید:

یکبار خاطره ای از دوران سربازی­ش برایم تعریف کرد که :

بعد از تمام دوره آموزشی ، هنوز کار تقسیم ، شروع نشده بود که فرمانده پادگان خودش آمد ما بین بچه ها و به قیافه ها به دقت نگاه  می کرد و دو سه نفر من جمله من را انتخاب کرد و به بیرون صف برد.

برای خواندن ادامه ی متن لطفا به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید
:: موضوعات مرتبط : شهید عبدالحسین برونسی
خاطره ای جالب از شهید رجائی
نویسنده : admin
دوشنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۳
رجایی

آمده بود مهمانی سر سفره هم نشسته بود اما دست به غذا نمی زد زن دایی پرسید :

محمدعلی!مگر گرسنه نیستی؟

همانطورکه سرش پایین بود جواب داد:

برای خواندن ادامه ی متن لطفا به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید
:: موضوعات مرتبط : خاطرات شهدا, شهید محمد علی رجایی
صفحه 167 از 193« بعدی...165166167168169...قبلی »
.:: کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت برای چهل شاخص محفوظ است,هرگونه کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است. Template All Right Reserved ::.
نوشته‌های تازه
آخرین دیدگاه‌ها
بک لینکها

تبلیغات رپورتاژ

پیوندها
مشاوره رایگان مشاوره آنلاین مشاوره خانواده پنل اس ام اس رایگان ابزار وبلاگ