چهل شاخص
40shakhes
چهل شهید شاخص
زندگینامه شهید محمود کاوه
نویسنده : admin
شنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۳

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷نه تنها تمام معادلات جهانی را به هم ریخت ومسیر تاریخ را عوض کرد ،بلکه باعث ظهور انسانهایی شد که تا ابد اسطوره اند،اسطوره ی تمام بشریت وتمام تاریخ. جوانانی که بدون گذراندن آموزشهای کلاسیک فرماندهی وستاد ،با اعتقاد به خدا وبهره گیری از نبوغ وخلاقیتهای مثال زدنی، بزگترین فرماندهان دنیا را مجبور به زانو زدن در برابر عظمت مردم ایران کردند.
«محمودکاوه» یکی از این ستاره هاست. او در سال ۱۳۴۰ در یکی ازمحلا ت شهر مقدس« مشهد» که از مناطق محرو م شهر محسوب میشد ( خیا بان ضد ) چشم به جهان گشود .
خودش در این باره چنین می گوید:« «من محمود کاوه فرزند محمد هستم، در یکی از کوچه های مشهد، در سال ۱۳۴۰ به دنیا آمدم و سال ۱۳۴۷ به مدرسه ی علمیه رفتم ، پس از آن ادامه تحصیل دادم و اول پیروزی انقلاب ، بعد از اینکه تحصیلاتم تمام شد به سپاه آمدم و مدتی در سپاه آموزشهای مختلفی را گذراندم. پس از آن به منطقه ی جنوب و بعد از آن به کردستان آمدم . در این مدت درنقاط مختلف کردستان مشغول بکار بودم و الان حدود چهار سال و اندی است که در خدمت مردم و اسلام هستم .»
خا نواده آنها دارای با فت مذ هبی و متدین بود و پد رخا نواده از ا فراد مذ هبی محسوب می شد ، مقلد حضرت اما م ” قدس ا.. الزکیه” بود.ا و بار و حا نیت مبارزه ا نقلاب همچون رهبر معظم انقلاب ،حضر ت ا… خا منه ای که قطب مبارزات در استان «خرا سان» بو د ند و شهید «ها شمی نژاد » و شهید «کا میاب» و .. ادتباط مستمرداشت. هنگا می که خدای تعا لی او لین و تنها ترین فرزند پسر را به این خا نواده عطا ء نمود پدر ش از در گاه خداوند خوا ست که اورا در زمره ی بندگان صالحش قرار دهد و عا قبت او را به خیر کند و او را طوری هدایت نما ید که پیرو وا قعی مکتب اسلام با شد .
پدر ش به تربیت او خیلی ا همیت می داد تا آنجا که بیشتر او قا ت و قتش را صرف تربیت «محمود» می نمود . با تو جه با اینکه خا نواده از و ضع خوبی بر خوردار
نبود و لی پدر محمود با تعطیل کردن کار ،او را دقیقا کنترل می کرد که بداند او کجا میرو د و با چه کسا نی ارتبا ط بر قرار کرده است .
محمود ازدوران کو دکی به همراه پدر در مجا لس مذ هبی و مسا جد حضور پیدا می کرد و ا جتما عی شدن که فرا یندی که به انسان را ههای زند گی کردن در جا معه می آموزد و شخصیت می دهد و ظر فیتهای او را د رجهت ا نجام و ظا یف فردی و به عنوان عضو جا معه تو سعه می بخشد ا زهمان دور ا ن کو دکی با حضور در مسا جد و نماز جما عت در و جود او تحقیق یا فت.
۱۱ ساله بود که پدر فعا لیتهای ا نقلابی و سیاسی را شرو ع کرده بود و رو ح کنجکا وی که در و جود محمود نهفته بود او را داشت که بدانید پدر چه می کند ؟ با تو جه با اینکه «محمود» کو چک بود و لی این امر با عث نشد و از همان دوران به خود آگا هی پردا خت و برای خود گر و ههای مر جع را انتخاب نمود و این عوا مل بر رشد شخصیت محمود تسریع می بخشید.
فساد حاکم بر جامعه ی ایران در زمان حکومت ستمشاهی ،نتوانست کوچکترین آسیبی به اعتقاد راسخ او وارد کند. روزی محمود با خوا هرش از خیا با نی در حال عبور بو ده اند که صدای مو سیقی از مغازه ای با طنین بلند شنیده میشد. محمود می گو ید:« خوا هرم باید سریع از این محل عبور کنیم، یا دستمان را روی گو شمان بگذاریم.» هنگا می که خوا هرش از او سئوال می کند:« ما که نمی خوا هیم گو ش کنیم و به آن توجه ای نداریم !»محمود می گو ید:« در ست است اما احتمال دارد با شنیدن صدای همین مو سیقی ما از آن خو شمان بیا ید و زمینه ا نحرا ف و گناه گردد و ا زیاد خدا دور شو یم .» منکرا ت در جا معه زما ن شا هنشا هی خیلی ارزش تلقی می شد و او ارزشی برای این دنیا قا ئل نبود و می گفت : « نبا ید آخرتمان را با این د نیا ی بی ارزش بفرو شیم پس چرا ما د راین عنفوان جو انی از این منکرا ت دور ی نکنیم و همیشه شعری را بعنوان توبه نامه با خود زمز مه می کرد .
یارب بحق مصطفی
آن شا فع روز جزا ء
بر داشتم دست نیاز
بر در گهت ای بی نیاز
یا رب بس کردم گناه
خود چاره ی کارم بساز
به لطفت آورد م پناه
یا رب به شاه دین رضا
بگذر به عصیا ن و گناه
و …»
انقلاب که پیروز شد ،«محمود» سر از پا نمی شناخت .هر جا نیاز به جانفشانی داشت او حاضر بود.در حمله ی کورکورانه ی آمریکا به صحرای «طبس» او از اولین کسانی بود که آنجا حاضر شد تا اسناد باقی مانده از خودفروختگان داخلی را از بالگردهای آمریکایی به دست آورد .
«بنی صدر» خائن که می دانست اگر اسناد جنایت وخیانت او ودیگر وطن فروشان به دست مردم بیافتد جان سالم به در نخواهند برد؛ با دستور بمب باران باقی مانده بالگردهای آمریکایی ،از دستیابی انقلابیون به این اسناد جلوگیری کرد.
«کردستان» سنگر بعدی بود که نیاز به جانبازانی داشت تا ازآرمانها ی انقلاب خمینی کبیر حراست کنند ومحمود کاوه از اولین نیروهایی بود که در آنجا حاضر شد.
«محمود کاوه» که در هنگام ورود به «کردستان» ودر عملیات آزاد سازی شهر«بوکان» فرمانده یک گروه ۱۲نفره بود،پس از گذشت مدتی وبا رشادتهایی که از خود نشان داد به فرماندهی لشگر ویژه ی شهدا رسید ؛لشگری که یکی از یگانهای تاثیر گذار ایران در طول دفاع مقدس بود. این درحالی بود که آن موقع «محمود»در سن ۲۲سالگی قرار داشت.
اودر مدت حضور درجبهه بارها مجروح شد اما این اتفاقات نتوانست کوچکترین خللی در اراده ی پولادین این ابر مرد وقهرمان ملی ایجاد کند.
مقام معظم ر هبری در خصوص این مقطع از زند گی سردار شهید کاوه میفر ما ید :
« شهید کاوه حقیقتا اهل خود سازی بود هم خود سازی معنوی و ا خلا قی و تقوایی و هم خود سازی رزمی . در یکی از عملیاتهای ا خیر دستش مجرو ح شده بود که به مشهد آمد و مد تی در بیمارستان بستری بود که مجددا به جبهه بر گشته و در تهران پیش من آمد . دیدم که دستش متورم است . سوال کردم:دستت در د می کند ؟ گفت : نه ؟
بعد من از طریق برداران مشهدی که آنجا بو دند فهمیدم که دستش شد یدا ” درد می کند ، ولی او درد را کتمان می کرد و این که انسان دردش را کتمان کند مستحب است ، ایشان یک چنین حا لت خو دسازی داشت . »
با وجود رزمندگان وفرماندهانی مانند «کاوه»بود، که ارتش عراق، علی رغم کمک گرفتن از نیروی نظامی بیش از ۱۲ کشور و کمک های دیگر از ۲۴کشور ؛نتوانست یک میلی متر از خاک ایران را به تصرف خود درآورد وپس از ۸سال با اعتراف به قدرت مردم ایران از پشت دروازه های مردانگی آن عقب نشینی کرد.
امیر سر تیپ شهید حسن آبشنا سان ،فرما نده لشگر ۲۳ نو هد ( نیروی مخصوص ) که خود در ارتش ایران چر یکی بی نظیر بودو ا غلب فرما ند هان ار تش ا فتخار شا گر دی را داشتند و به رسم ا حترام با لقب استاد ، او را صدا میزدند. می فرماید:« کاوه ا نسا نی پا کبا خته و چر یکی بزرگ است که در عمل و جنگ چر یک شده نه با در سهای تئوری ، و جود ایشان برای سپاه و برای جمهوری اسلامی بسیار ارزشمند است ، او هیچگاه به دشمن پشت نمی کند .
اگر در دنیا یک چریک پا کبا خته و دل با خته به اسلام و امام و جود داشته با شد محمود کاوه است . هر رزمنده ای که بخوا هد پخته و آبدیده شود با ید به تیپ ویژه شهدا ء پیش کاوه برود .»
این سردار ملی و قهرمان جاوید ایران اسلامی پس از سالها تلاش ومجاهدت در سن ۲۵ سالگی دردهم شهریور۱۳۶۵در عملیات« کربلای ۲ »در قله ۲۵۹حاج عمران مورد اصابت ترکش گلوله توپ دشمن قرار گرفت وبه شهادت رسید.

سوابق مسئولیتی
مربی آموزش نظامی
مسئول محافظین بیت امام (ره)
مربی آموزش نظامی
مسئول عملیات سقز
مسئول عملیات تیپ ویژه شهدا
فرمانده تیپ ویژه شهدا
فرمانده لشگر ویژه شهدا

مجروحیت
اصابت گلوله به ناحیه شکم اسفند ماه ۱۳۶۱ پاکسازی روستای محمد شاه از توابع مهاباد
اصابت گلوله به ناحیه شانه چپ مرداد ماه ۱۳۶۳ پاکسازی منطقه عمومی دارلک از توابع مهاباد
اصابت ترکش به ناحیه دست راست وسر بهمن ماه ۱۳۶۳ منطقه عملیاتی بدر
اصابت ترکش به صورت اسفند ماه ۱۳۶۴ منطقه عملیاتی والفجر ۹

سردار شهید «محمود کاوه» فقط در سال ۱۳۵۸ یک دوره آموزش عمومی و نیز آموزش جنگ های نامنظم را به مدت چهار ماه به همراه سه نفر دیگر از نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی« خراسان» در پادگان« امام علی (علیه السلام )» گذراند .

:: موضوعات مرتبط : شهید محمود کاوه
:: برچسب ها : , , , , ,

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
.:: Powered By : wordpress ::.
نوشته‌های تازه
آخرین دیدگاه‌ها
بک لینکها

تبلیغات رپورتاژ

پیوندها
مشاوره رایگان مشاوره آنلاین مشاوره خانواده پنل اس ام اس رایگان ابزار وبلاگ