چهل شاخص
40shakhes
چهل شهید شاخص
اخلاق شهید باهنر به روایت جمعی از بستگان و آشنایان
نویسنده : admin
یکشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۳

یکی از دوستان و همکاران شهید باهنر، پس از انتخاب وی به عنوان نخست وزیر ایران گفت «دکتر باهنر از چهره هایی است که سیاست و دیانت و تقوا و تخصص را به تمامی در خود جمع کرده است. تواضع و تقوا و ذهن پویا و اندیشمند و ابعاد شخصیت مکتبی او همواره برایم سرمشق بوده است. باهنر انسانی ظریف است. می توانی با او بر سر مسائل به بحث بپردازی و نقطه نظرهای خود را بیان کنی. او هرگاه نظر تو را صائب تشخیص بدهد، آن را بی رودربایستی قبول می کند. باهنر انسانی متین است. در تمامی نشست هایی که با او داشته ایم، هیچ گاه از خود بی حوصلگی و تندی و دستپاچگی نشان نداده است. بر تمام اینها باید سابقه او در امور اداری و آشنایی با پیچ و خم های مسائل اداری را افزود و اشراف او را بر مسائل انقلاب مد نظر داشت…»
باهنر در برابر مشکلات بسیار مقاوم بود و زیادی موانع و نارسایی ها او را ناامید نمی کرد. رهبر معظم انقلاب ویژگی های اخلاقی آن شهید بزرگوار را در چند جمله به صورت موجز و جامع بیان داشته اند و گفته اند «ایشان خصوصیات اخلاقی داشت که نظیر آن را ما خیلی کم داریم. مرحوم شهید مطهری و پیش از ایشان، شهید بهشتی، بسیار شیفته خصوصیات اخلاقی دکتر باهنر بود. مهم ترین خصوصیات ایشان این بود که کار زیاد و مفید و جمع و جور را بدون هیچ گونه تظاهر و هیجان ظاهری انجام می داد. مردی عمیق، صبور و بردبار، کم حرف، متین، پرکار، جدی، صمیمی، صدیق و باصفا بود. ایشان در نوشتن خوش ذوق، ادیب و دارای نوشته های آهنگین و زیبا بود و به هرحال، یک انسان کم نظیر و برجسته بود.»
آقای میرحسین موسوی درباره ویژگی های اخلاقی شهید باهنر گفته اند «این دو برادر، رجایی و باهنر به یک معنا دارای اخلاقی مشابه هم بودند و به نظر می آید که گویی در طول سالیان دراز که با همدیگر آشنا و دوست بودند و سال ها قبل از انقلاب همکاری مداوم و کار فرهنگی، اثراتی روی این برادران گذاشته بود که برخوردشان با مسائل و مردم خیلی شبیه هم بود. اگر بخواهیم خلاصه کنیم، باید روی این مسأله تکیه کنیم که هردوی این برادران بزرگوار از متن مردم برخاسته بودند و پیوند خودشان را با مردم از دست نداده بودند و شدیداً متأثر از اخلاق توده های مستضعف مردم بودند که در طول انقلاب هدایت شده بودند و در برخورد با مسائل با قاطعیتی روبه رو می شدند که معمولاً ما در مردم مکتبی و علاقه مند به اسلام خودمان عمیقاً می بینیم.»
محمدرضا باهنر درباره اخلاق شهید باهنر گفته است «از خصوصیات ایشان می شود به صورت جامع و کامل این گونه گفت که ایشان مصداق بارز این آیه شریفه بود که «کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم» یعنی سعی می کرد با رفتار و افکارش، بدون این که حرف بزند، بدون این که نصیحت و موعظه بکند، خودش مجسمه آن چیزی که می خواهد بشود و واقعاً مجسمه آن هدفی که داشته بود و مکتبش را در ذره ذره زندگی اش پیاده کرده بود و اگر کسی با ایشان زندگی می کرد و در حرکات و رفتار ایشان دقت می کرد، می توانست بفهمد که ایشان چه بینشی دارد و پیرو چه هدفی است و همین ها می توانست انسان را ترغیب بکند به سوی آن هدف.
از خصوصیات بارزی که در ایشان وجود داشت، «حسن خُلق» بود. در این مدتی که ما با ایشان زندگی می کردیم، می توانم به جرأت بگویم که حتی یک دفعه عصبانیت ایشان را من ندیدم. اصلاً چهره عصبانی مرحوم شهید باهنر را الآن نمی توانم ترسیم بکنم، چون ندیده بودم. با توجه به فشارهای زیادی که به ایشان می آمد، سعی می کرد تمام برخوردهایش متین و با روی گشاده باشد و برادران و دوستانی که با ایشان برخورد داشتند، شاهد این مسأله هستند. خستگی در زندگی برای ایشان مفهومی نداشت و پس از کارهای طاقت فرسایی که می کرد، اگر در آن آخرین لحظات روز هم کسی با او برخوردی می کرد و صحبتی داشت، باز درست مثل همان شروع کار می نشست و با دقت به حرف های او گوش می داد.
مسأله بعدی هم مسأله مُصر و مجد بودن ایشان در پایان رساندن یک کار بود. اگر کاری به او محول می شد، دیگر آرام نداشت تا آن کار را تمام بکند. کمااین که برادران عزیز، شخصیت های مملکتی، به این مسأله اذعان دارند و در مسائل مختلفی که رسیدگی اش به عهده ایشان بود، گاهی می شد بیست و چهار ساعت می نشست و تکان نمی خورد. غذا و خواب و… را کنار می گذاشت، تا این مسأله را به اتمام برساند و فکرش از آن راحت شود.»۷۵
فرزند شهید درباره ویژگی های اخلاقی شهید باهنر گفته است «او به مردم علاقه خاصی داشت و همواره در بین مردم مستضعف و آنان که بیش تر از دیگران احتیاج به پشتیبانی دارند، بود و عمر خویش را برای ارشاد مردم صرف کرد. او معتقد بود اگر مردم آگاهی پیدا کرده و بسیج شوند، با وجود رهبری امام سدی محکم در حمایت اسلام اصیل به وجود خواهد آمد که هیچ سیلابی قدرت درهم شکستن آن را ندارد و بدین خاطر به روستاهای دوردست سر می زد و مردم آن روستاها باور نداشتند که یک وزیر و یک مسئول بالای مملکتی روزی به درد دل های آن ها گوش دهد و هرگاه که از محلات پایین شهر برای سخنرانی دعوت می شد، با کمال میل می پذیرفت.
از مسائل دیگر، عشق شدید شهید باهنر به امام بود. ایشان در سال هایی که در محضر امام درس های مختلفی را فرا می گرفتند، به شخصیت والای امام پی بردند و بعدها آن سال های نسبتاً زیاد را از بهترین دوران عمر خود به حساب می آوردند و بارها این مطلب را بازگو کردند. ایشان یکی از شاگردان بزرگ امام بود و با ورود امام به ایران از اولین کسانی بود که از امام استقبال کرد. در روزهای بعد از پیروزی انقلاب، همواره به عنوان یکی از بازوهای قوی ولایت فقیه تلاش می کرد. خود ایشان می گفت که هر زمان مشکلات از همه طرف به ما هجوم می آوردند، با رسیدن به خدمت امام، امید و نیرویی تازه می گیریم و مشکلات حل می شود و این حاکی از اطمینان و علاقه او به خط رهبری و ولایت فقیه بود.۷۶
یکی دیگر از خصوصیات بارز ایشان استقامت و پایداری در برابر مشکلات بود. در کودکی و در زمان تحصیل با مشکلات مادی بسیاری مواجه بود، ولی از شوق تحصیل علم، همه آن ها را که مدت زیادی طول کشید، تحمل کرد.
در مبارزه با رژیم طاغوت چه در بُعد فرهنگی و چه در بُعد سیاسی با توهین ها و رنج های بسیاری مواجه شد و سخت استقامت کرد. ایادی رژیم نه تنها از طریق آزار مستقیم خود ایشان، بلکه با آزار نزدیکان و اعمال انواع فشارها سعی می کردند او را از مبارزه منصرف کنند، ولی او همه اینها را تحمل می کرد، به امید آن که این کوشش ها و رنج ها به نتیجه برسد و تحولی همه جانبه صورت گیرد.
بعد از انقلاب، این تلاش ها با توجه به نیاز شدید جامعه اسلامی به نیروهای قوی و متعهد و کاردان زیادتر گشت ، تا جایی که فرزندان ایشان به جز چند ساعت اندک ایشان را در منزل نمی دیدند. بارها و بارها از شدت کار بیمار شدند، به طوری که مدتی نمی توانستند حتی چشم خود را باز نگاه دارند. ایشان در عمل، نمونه یک مؤمن راسخ بود. آن چنان که بیان می داشت:
«من هرگز خستگی را ملاقات نخواهم کرد» و این تنها یک ادعا نبود و با عمل خویش آن را اثبات کرد.»۷۷
خانم فرهمندزاده در مصاحبه خود گفته است «آرامش روحی و طمأنینه ایشان برای ما ضرب المثل و بسیار کارساز بود.»۷۸
حجت الاسلام مهدوی کرمانی که مدت ها با شهید باهنر در مدرسه حجتیه هم حجره و هم بحث بودند، درباره ویژگی های اخلاقی ایشان گفته اند «به طور کلی، برخورد شهید با کسانی که نزد ایشان می آمدند، بسیار صمیمی و دوستانه بود و حتی می توانم بگویم که ایشان از برادر نیز نزدیک تر بودند و بسیار خودمانی هم صحبت می کردند. وی تا آن جا که می توانست نمازش را اول وقت و با جماعت اقامه می کرد و معمولاً اول غروب در صحن مدرسه فیضیه به نماز جماعتی که به امامت آیت الله اراکی تشکیل می شد، حاضر می شدند و ظهرها هم در نماز جماعتی که به امامت مرحوم آیت الله زنجانی برگزار می شد، شرکت می کرد. مدتی که ما با هم بودیم، چون با هم در یک درس مشترک بودیم و از طرفی آن درس بعد از اذان صبح در مسجد بالای سر حضرت معصومه(س) برقرار بود، ناچار می بایستی قبل از اذان ما در آن مسجد حاضر شده باشیم و بدین ترتیب، ایشان نماز صبح را نیز به امامت آیت الله العظمی مرعشی و یا آیت الله العظمی گلپایگانی اقامه می کردند و اعتقاد زیادی به نماز شب و به زیارت جامعه کبیره و سایر ادعیه داشت که در مواقع تنهایی به آن ها مشغول بود. همچنین مواقعی که به اتفاق دوستان به مسجد جمکران می رفتیم، بیش تر اوقات پیاده بودیم و ایشان طبق دستوراتی که در آداب مسجد جمکران نوشته شده، کاملاً عمل به آن ها را رعایت می کرد.
اصولاً از نماز شب و نمازهای مستحبی غفلت نمی کرد و حتی بعضی از دوستان ایشان، وی را برای این که زیاد به این گونه عبادات اهتمام می ورزید، گوشزد می کردند که مبادا از درسش که مقصود اصلی است، غافل شود، ولی ایشان با توجه به این که نماز و دعا را وسیله صفای قلب و موجب برقراری رابطه انسان با خدای خود می دانست، معتقد بود به این صورت بهتر می تواند به درسش بپردازد و لذا از انجام این اعمال غفلت نمی کرد. ایشان بسیار بی آلایش بود.»۷۹
مهندس میرحسین موسوی در سال ۱۳۶۱ زمانی که سمت نخست وزیری جمهوری اسلامی ایران را به عهده داشتند، درباره خصوصیات و ویژگی های اخلاقی شهید باهنر و شهید رجایی گفتند «این دو برادر که سرنوشت مشترکی که با هم پیدا کردند، سالیان دراز با همدیگر کار می کردند و افکار نزدیکی با همدیگر داشتند و اگر بخواهیم خیلی خلاصه بگوییم این است که اولاً اینها در مقابل خدا خودباخته بودند و مهم ترین ویژگی شان آن تقوای درونی و عمیقی بود که بعد از انقلاب در آن ها دیده می شد و چه تأثیری در این زمینه داشتند. مسأله دوم برانگیخته شدن اینها از میان مردم و پیوستگی دائم آن ها با مردم بود. این اتصالی که به مردم داشتند و جالب آن جا است که اینها در طول زمانی که شهید باهنر در شورای انقلاب بود و بعداً این دو برادر در هیأت دولت بودند و یکی شان رییس جمهور شد و یکی نخست وزیر شد. این پیوند با مردم را هیچ گاه فراموش نکردند. انسان وقتی با اینها برخورد می کرد، احساس می کرد که همیشه طرز تفکرشان آمیخته با دردها و رنج های مردم و مستضعفین جامعه است.»۸۰
شهید باهنر و رجایی هرکدام دارای ویژگی هایی بودند که آن ویژگی ها آن دو بزرگوار را محبوب قلب میلیون ها انسان مسلمان کرده بود. در میان ویژگی های شهید باهنر آنچه بیش تر از همه جلوه داشت، تلاش های پیگیر، مداوم و عمیق فرهنگی و فکری ایشان است. آن بزرگمرد سال های نه چندان طولانی عمر گرانقدر خویش را صرف مبارزه فرهنگی و فکری با جریان باطل فرهنگی رژیم منفور شاه و سایر جریان های ضد اسلامی کرده بود. شهید باهنر از جمله بزرگان و اندیشمندانی بود که در راه تحول فکری و فرهنگی جامعه، گام های بسیار بزرگ و مؤثری با سایر همفکران خود برمی داشت. به طوری که به یقین می توان گفت یکی از عوامل مهمی که سبب آگاهی و روشن بینی نسل انقلاب گشت، اقدامات گسترده و حساس فرهنگی شهید باهنر و سایر دوستان همکار و همفکرش در گذشته می باشد.
شهید باهنر زندگی علمی، فکری و فرهنگی خود را از ۵ سالگی با رفتن به مکتب خانه آغاز کرد و ضمن فراگیری علوم دینی به تحصیل علوم جدید نیز پرداخت. وی در تحصیل معارف دینی از محضر بزرگانی همچون حضرت امام(ره)، آیت الله العظمی بروجردی(ره)، مرحوم علامه طباطبایی(ره) کسب فیض کرد و گذشته از جرعه نوشی از بحر بی پایان معارف اسلامی، تحصیلات دانشگاهی را نیز با گذراندن دوره لیسانس ادبیات، فوق لیسانس علوم تربیتی و دکترای الهیات و معارف اسلامی به پایان رساند.
متفکر مبارز، شهید باهنر پس از بهره گیری از معارف دینی و علوم الهی و جدید به روشنفکری افکار دیگران پرداخت و محدوده تلاش خویش را از تحصیل معارف و کسب آگاهی به تعلیم و تربیت تدریس و آگاهی بخشی گسترش داد و به علاوه در میدان یک مبارزه بزرگ فرهنگی وارد شد و اقدامات اساسی و مهمی را انجام داد.
آقای سیدمجتبی هاشمی، خواهرزاده شهید باهنر که از سال ۵۴ تا ۶۰ در خدمت ایشان بوده است، درباره ویژگی های اخلاقی شهید می گوید «خوش اخلاق بودن ایشان زبانزد همه بود. هر موقع که ما خدمت ایشان می رسیدیم یا ایشان به خانه تشریف می آوردند و از راه می رسیدند، خوش رو بودند. من موردی را به خاطر نمی آورم که با ایشان مواجه شده باشم و ایشان را مکدر و غضب آلود دیده باشم. یکی دیگر از شاخص های برجسته اخلاقی ایشان، اخلاصشان است. ایشان با وجود مشغله های فراوان و با وجود دانایی بی کران، خیلی زود با همه ارتباط برقرار می کردند. هرگاه که به خانه می آمدند در حدی که تشخیص می دادند با تعریف کردن از کارهایشان با خانواده ایجاد ارتباط می کردند و از این طریق به ایجاد روحیه تعاون کمک می کردند. مسأله دیگر حلم و صبوری ایشان بود که برای من خیلی جالب بود. اهل تقوا بودند. سلیم النفس بودند. با وجود کارهای پیچیده و دشوار سیاسی آرامش و طمأنینه ای شگفت آور داشتند. از صفات اخلاقی دیگر ایشان شجاعتشان بود. بارها در طول دوران مبارزه به زندان افتادند. نزدیکان و خانواده ایشان تحت فشار قرار گرفتند، ولی ایشان هرگز دست از مبارزه برنداشتند. به راحتی با جوانان ارتباط برقرار می کردند. به کارهای فرهنگی اعتقادی راسخ داشتند و معتقد بودند که فرهنگ زیربنای تمام حرکت های سیاسی و اجتماعی است و تکامل نوع بشر بدون داشتن فرهنگی والا امکان پذیر نیست. به همین سبب قسمت عمده عمرشان را صرف کارهای فرهنگی کردند.»۷۸
آقای ابریشم باف که از نزدیکان و اقوام شهید باهنر است، گفته است «وقتی بچه ها می خواستند به مسافرت بروند، برای خداحافظی به خدمت ایشان می رسیدند. ایشان زمانی که دعا می خواندند، اشک می ریختند.»۸۲
حجت الاسلام والمسلمین آقای محمدجواد حجتی کرمانی با توجه به ویژگی های اخلاقی شهید باهنر بیان کرده است «طراوت روحی خاص و حالت منش فرهنگی شهید باهنر باعث می شد که با وجود آن که ایشان دارای مقام های سیاسی فوق العاده در کشور بودند، هیچ گاه تصور یک چهره سیاسی از ایشان در ذهن من شکل نگیرد. بلکه همیشه تصور من از ایشان چهره یک انسان فرهنگی و فرهیخته است که می تواند از نظر تقوا، معنویت، خلوص و پاکی الگوی تمام انسان های فرهیخته قرار گیرد.»۸۳
خانم طالب زاده که در حزب جمهوری اسلامی از همکاران شهید باهنر بوده اند، در بیان ویژگی های اخلاقی شهید اظهار داشته اند «مشخصه بارز ایشان، آرامش و ادب ایشان بود. در بحرانی ترین لحظات هم نمی شد، ایشان را ناآرام دید. مشخصه دیگرشان وقت شناسی شان بود. در قرارهایی که می گذاشتند به خاطر احترام به حقوق دیگران به دقت سر وقت حاضر می شدند. بسیار پرکار و صبور بودند.
با وجود فعالیت های شدید و طولانی مدت و فشارهای متعددی که بر ایشان وارد می شد، هرگز صبر و حوصله شان تبدیل به خشونت و عصبانیت نمی شد. اهل مشورت بودند. در مشورت احترام زیادی برای خانم ها قائل بودند و اعتقاد داشتند که باید به خانم ها فرصت داده شود تا توانایی ها و قابلیت های خود را نشان دهند. در عین حال که مشورت می کردند، ثابت قدم هم بودند. اگر استدلال های دیگران بر حق بود می پذیرفتند و در نظر خود تجدید نظر می کردند، ولی هرگز تحت تأثیر گروه های فشار قرار نمی گرفتند. گروه های منافقین و چپ و راست در مدیریت و نحوه کارهای آن ها هیچ تأثیری نمی گذاشت. ایشان یک فرد سیاسی بافرهنگ بودند. در تمام حرکات، رفتار، موضع گیری ها، سخن گفتن ها و به طور خلاصه در تمام اعمالشان خداوند را ناظر بر خود می دید.»۸۴
آقای مهندس جعفری نیز شهید باهنر را با وجود پایگاه ها و مناصب سیاسی بالا، معلم می داند و می گوید «شهید باهنر همیشه به عنوان یک عنصر علمی و فرهنگی مطرح بود. عمر خود را صرف خودسازی و به تبع آن انسان سازی و دیگرسازی کرده بود. اگر مسئولیت اجتماعی را می پذیرفت نیز از آن رو بود که روحیه معلمی و فرهنگی در وی روحیه مسئولیت پذیری اجتماعی را در حد بالایی به وجود آورده بود. مقام برای او ارزش این جهانی نداشت. وضع زندگیش قبل و بعد از رسیدن به منصبی تفاوت نمی کرد. ساده زیستی، تواضع، متانت، آراستگی و نظم را دقیقاً رعایت می کرد. وی توانمندی ها و استعدادهایش را در خدمت ارزش ها، اصول و خلق خدا قرار داده بود. او خدمتگزار صدیق این مردم بود. شهید باهنر در زندگی به دنبال فضیلت ها، تقوا، عدالت، انجام خدمت و انجام مسئولیت بود. عمل به تکلیف برایش اصل بود، نه زر، نه زور، نه قدرت سیاسی، نه قدرت مالی و اقتصادی. انسانی فکور و اهل منطق و اندیشه و خرد بود، ولی در عین حال سعی می کرد با مشورت از عقل دیگران نیز بهره بگیرد. سعی داشت با استفاده از اندیشه ها و استعدادهای دیگران، فرهنگ کارکردی را در جامعه جا بیندازد. شهید باهنر و همفکران وی هرگز گروهی متحجر نبودند. با مسائل مختلف عمر خود و با تکنولوژی های روز با برخوردهای باز مواجه می شدند. همیشه حتی در سخت ترین شرایط چهره ای متبسم داشت.»۸۵
آقای علی اکبر پرورش درباره صفات اخلاقی شهید باهنر به نکات زیر اشاره کرده است «ایشان انسانی فروتن و متواضع بود. هیچ وقت خودبروز نبود. اما در عین حال، به هنگام کار بسیار قاطع بود. شهید مطهری ایشان را به سنگی که خیلی لطیف و نرم است، اما خیلی هم سفت است تشبیه می کردند. ایشان می گفتند دو نوع سنگ داریم: یک نوع سنگ صخره یا سنگ های تخته ای که ممکن است با دست هم شکسته شوند. این نوع سنگ ها ظاهرشان خیلی خشن و پرصلابت است، ولی خیلی راحت شکسته می شوند. برخلاف شهید باهنر که ظاهری بسیار نرم و ملایم داشتند، اما باطنشان بسیار پرصلابت بود. حالت تواضع و فروتنی ایشان از دین باوری سرچشمه می گرفت. وقتی با استدلال و تحلیل به حقیقتی می رسید، نمی شد به راحتی نظرش را عوض کرد. مگر آن که کسی با استدلال و تحلیل بر نظرات وی خدشه وارد می ساخت، در آن صورت سخن حق را با فروتنی می پذیرفت. ایشان و شهید بهشتی و مقام معظم رهبری و آقای رفسنجانی از امام(ره) الگو گرفته بودند و پیوندشان با امام(ره) از حد یک ارتباط ساده گذشته بود و امام را مقتدای خویش قرار داده بودند. همیشه سخن دیگران را به دقت گوش می دادند و بعد نظر می دادند.»۸۶
دکتر غرضی بیان کرده است «شهید باهنر بسیار کم حرف و پرحوصله و دیرجواب بود. معمولاً جواب هایش بسیار کوتاه و روشنگر بود. او می توانست آرام تصمیم بگیرد و راحت هم جواب بدهد.»۸۷
آقای بادامچیان می گوید «شهید باهنر برادری صمیمی، باادب، دارای اخلاق والا، تقوا، پرهیزکاری، حوصله، بیان گرم و صمیمی و از عمق جان برخاسته بود. به راحتی اطرافیان را تحت تأثیر صفات والای خود قرار می داد. آقای باهنر در شمار کسانی است که وقتی با قلمشان آشنا می شوی تصوری از آن ها پیدا می کنی و وقتی به آن ها می رسی، می بینی چندین برابر آنچه که از نوشته ها درک کرده ای، زیبایی معنوی و اخلاقی و تعقل دارند. وی در صحبتش اصلاً من نمی گفت. حتی ما که جمع من است به کار نمی برد. فقط می گفت«دوست».۸۸
آقای حجتی کرمانی بیان کرده اند «ایشان از مناعت طبع بالایی برخوردار بودند و در کتمان فقر و درد بی نظیر بودند. به گونه ای که هیچ کس از وضعیت ظاهریشان نمی توانست وضع معیشتی نابسامان ایشان را حدس بزند.»
وی همچنین بیان کرده است «روز پنج شنبه و جمعه ای در خدمت آقای شهید باهنر بودیم. نزدیکی های ظهر رنگ ایشان زرد شد و به زمین افتادند. من خیلی نگران و متحیر شدم. برایشان شربتی درست کردم و به تدریج به حالشان آوردم. ایشان گفتند: من از دیروز صبح دل درد شدیدی داشتم و به خود می پیچیدم و این درد مرا بی تاب کرد و افتادم. گفتم چرا نگفتید؟ گفتند: چی می گفتم. روز تعطیل بود شما به زحمت می افتادید. این برایم بسیار اعجاب آور بود که ایشان ۲۴ ساعت درد کشیده بودند و به من که از نزدیکانشان بودم، هیچ نگفته بودند. براساس روایت های اسلامی چند چیز از نشانه های کرامت و بزرگواری آدمی است. یکی از آن ها کتمان درد است و این که آدمی درد خود را به دیگران نگوید. زیرا گفتن دردها نتیجه ای جز آزردن و رنجور ساختن دیگران ندارد. این که انسان درد بکشد و به دیگران نگوید، حکایت از روح بلند او دارد.»۸۹
دکتر ولایتی بیان کرده است «ایشان شخصیتی صبور، متین، هوشمند و باپشتکار بودند. صرف نظر از این که چه کاری به ایشان ارجاع داده شود و ایشان آن کار را در شأن خود بداند یا نه، کار پرمشغله و دشواری باشد یا برعکس، کاری ساده باشد، ایشان آن را می پذیرفتند و با جدیت به اتمام می رساندند.۹۰
این سخن شهید باهنر زبانزد همگان است که «من هرگز خستگی را ملاقات نخواهم کرد» و نیز «خستگی را خسته خواهم کرد.» ایشان اصلاً اظهار خستگی و ناراحتی نمی کردند. گاه پیش می آمد که پس از یک روز تلاش بی وقفه و پرکار، ما در آخر شب ایشان را زیارت می کردیم و ایشان با لبخند ملیح و روی باز ما را می پذیرفت. ما احساس می کردیم که نگاه و دل ایشان به جایی است که آن جا اجازه نمی دهد به ایشان که اظهار ملامت و ناراحتی و یا دلتنگی و خستگی بکنند.۹۱
پیامبر اسلام می فرمایند: بعث لاتمم مکارم الاخلاق و نیز می فرمایند که اخلاق کلید گنج عالم است. در چهره شهید باهنر خوشرویی کاملاً هویدا است. در تمام تصویرهایی که از ایشان باقی مانده، لبخندی دوست داشتنی و ملیح به چشم می خورد. این امر سبب می شد که اندیشه و تعلیمات ایشان به سرعت در قلب مخاطب جای بگیرد. نرم خویی و ملایمت از صفاتی هستند که تمام کسانی که با شهید باهنر برخورد داشته اند، از آن یاد کرده اند.
از دیگر خصوصیات ایشان آینده نگری و تعمق در مسائل بود. لذا پست های مختلف هماهنگی و نظم سازنده ای را ایجاد می کردند که امروز موجب ترقی و پیشرفت امور است.
همواره سعی می کرد بیش تر از آنچه می گوید فعالیت کند. جامعه به عمل و تلاش نیاز داشت و او هم در پی آن بود و شاید یکی از عوامل ناشناخته ماندن شخصیت والای ایشان همین مطلب است.
از دیگر خصوصیات ایشان سعه صدر بود. به دقت به تمام سخنان گوش می داد و تمام عمل ها و عکس العمل ها را با رویی باز می پذیرفت و منصفانه نسبت به آن ها قضاوت می کرد و این مایه جذب نیروهای مؤمن و متخصص می شد.۹۲
شهید دکتر باهنر دارای بینش ژرف و مقاومتی پولادین بود. سختی ها و نشیب و فرازهای راه را با گرمی و نشاط استقبال می کرد. به همه روحیه می داد. او را به واقع، مرد راه و سنگ زیرین آسیا دیدم. بینش اسلامی، مدیریت، ابتکار و خلاقیت و کار اجتماعی را به استحکام گروه رفاه دیده بودم. به همین دلیل با اولین پیشنهاد شهید مظلوم دکتر بهشتی در سال ۵۵ کار دولتی را رها کردم و تمام وقت در رفاه مشغول شدم و این سعادت و فرصتی بود که با شهید مظلوم دکتر بهشتی و دکتر باهنر بیش تر و بهتر آشنا شوم.
شهید دکتر باهنر در جلسات هفتگی شورای معلمین شرکت می کردند و بسیار علاقه داشتند که معلمین برای رسالت های بزرگ آینده که در برنامه هایشان داشتند، ساخته شوند.
همیشه به معلمین توصیه می کردند که خود را بسازند، برنامه شورا در واقع جلسات آموزش اسلام و مبارزه بود. شهید دکتر باهنر الگوی استقامت، ابتکار، خلاقیت، هنر و تعهد بود. کارش از سپیده دم، بعد از اذان صبح آغاز می شد و تا نیمه های شب ادامه داشت. نوشتن کتاب های تعلیمات دینی، تأسیس دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سخنرانی های آموزنده، تماس با روحانیت مبارز، عمق دادن به مبارزه، حمایت صادقانه و آگاهانه از راه و خط امام، بردن مبارزه به حوزه های علمیه و شهرستان ها و… قسمتی از فعالیت های شبانه روزی ایشان بود.
غذا و خوراک و زندگی عادی برایش فرعی ترین مسائل بود. از هیچ مشکلی نمی هراسید. همیشه به مشکلات و مصائب لبخند می زد.

:: موضوعات مرتبط : شهید محمد جواد باهنر
:: برچسب ها : , , , , ,
با ما صفحه اول گوگل را تجربه کنید خرید بک لینک ، بک لینک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
.:: Powered By : wordpress ::.
نوشته‌های تازه
آخرین دیدگاه‌ها

تبلیغات رپورتاژ